سفرهای گردالی – اولین دیدار از ماسوله

ما همواره در تلاش هستیم تا گزارش های مفید و کاربردی از سفرها و برنامه های کمپینگ آدمهای ماجراجو برای شما تهیه کنیم تا پله به پله به زندگی ماجراجویانه و راه و روش سفر و کمپینگ نزدیک تر شوید. این بار گزارش سفر را از طرف یکی از اعضای تیم گردالی خواهید خواند که تصمیم گرفت یک آخر هفته خود را برای سفر تنهایی به ماسوله (برای اولین بار) هیجان انگیز کند.

در ادامه گزارش را از طرف این عضو گردالی می خوانید.

DSCN2329

سفر از جایی شروع شد که یک روز عصر که از شرکت به سمت خونه می رفتم حس کردم که به کمی تنوع نیاز دارم. اولین کاری که به ذهنم رسید این بود که برم خونه و وسایلم رو جمع کنم و یک مقصد انتخاب کنم. ماسوله مقصد این سفر من شد، چون با وجود محبوبیتی که این مکان برای همه عشق سفرها داره، تا به حال اون رو ندیده بودم.
وسایلم رو جمع کردم و خودم رو به ترمینال اتوبوس رسوندم . برای اونهایی که دوست دارند از تهران به ماسوله سفر کنند اطلاعات سفر رو هم می گم.
نزدیک ترین ترمینال به محل زندگی من ترمینال آرژانتین هست به همین دلیل سفرم رو از اونجا شروع کردم. اگر شما می تونید از ترمینال آزادی سوار اتوبوس بشوید چون کمی در هزینه ها به صرفه تر هست.
من چون مسیر رو بلد نبودم از راننده های اتوبوسی که در ترمینال دیدم پرسیدم که چطور می تونم به ماسوله برسم . چیزی که متوجه شدم این بود که باید برم رشت بعد فومن و بعد هم ماسوله. ( البته فومن تا ماسوله و رشت راهی نیست) ولی اگر از ترمینال آزادی حرکت کنید می تونید بطور مستقیم به فومن برید و بعد هم به ماسوله.
بگذریم از این حرف ها . حرف های هیجان انگیز زیادی هست که باید زده بشه.

من بلیت بهترین اتوبوس VIP  رو برای مقصد رشت گرفتم که هزینه اش ۲۵۰۰۰ تومان شد. شاید به نظر هزینه زیادی برای سفر با اتوبوس باشه ولی راحتی زیااادی هم داره. فقط پیشنهاد می کنم لباس گرم همراهتون داشته باشید چون در این اتوبوس ها هوا خیلی سرد می شه.

می تونید همه مسیر رو بخوابید ولی از ۶۵ کیلومتری رشت کم کم چشماتون به بیرون خیره می شه. کوه های سر سبز و منظره های خیلی زیبایی هستند که می تونن مسیر شما رو هم به هیجانات سفرتون اضافه کنن. به شهری می رسید که در اون دور و برتون رو فرفره و لواشک و مغازه های کنار جاده ای پر کرده. اونجا رودباره. پیشنهاد می کنم اگر گروهی سفر می کنید چند دقیقه ای در این منطقه نگه دارید. خوراکی های خیلی جذابی داره.

DSCN2331

DSCN2334

خب من رسیدم به رشت و تاکسی های فومن رو پیدا کردم و در فومن هم ماشین های خطی ماسوله رو پیدا کردم. حالا وقتشه یکی از معروفترین مسیر های شمال ایران رو ببینم. جاده فومن – ماسوله. همیشه توی عکس ها دیده بودم که از این مسیر حرفهای زیادی زده شده ولی واقعا مسیر به این کوتاهی چی می تونه داشته باشه؟ این مسیر پر است از منظره های رویایی. رستوران های محلی با تخت های درختی . خونه های خیلی زیبا و مردمی که روی دوششون سبد حمل می کنند. جمعیت خیلی کمی در این منطقه زندگی می کنند  به شکلی که راننده تاکسی همه اونها رو می شناخت. در کل این یکی از هیجا انگیزترین جاده های بود که تا به جال دیده بودم.

DSCN2326

رسیدم به ماسوله. خب این هم از مقصد. خونه هایی روی هم از جنس گل. مردمی که به نظر مهمان نواز هستند و مغازه هایی رنگارنگ. از یک کوچه باریک شروع کردم و بالا رفتم. چند دقیقه اول خونه ها و درب های قدیمی و مردمی که توی کوچه ها عروسک می فروختند نظرم رو جلب کرد. فرهنگ متفاوتی داشتند. فقط با چند ساعت فاصله از شهر خودم ابن تفاوت رو دارم می بینم. کمی شکه کننده است. ناگهان رسیدم به بازار ماسوله. آره این شهر کوچک بازار هم داره. اینجا دیگه واقعا داشتم کیف می کردم. همه خوراکی های محلی، صنایع دستی همین روستا و غذا های سنتی توی این بازار پیدا می شد. گیاهان خاص این منطقه رو می تونید از محلی ها بپرسید تا متناسب با فصلشون بهتون معرفی کنند و از خواصشون بگن.

DSCN2222

DSCN2293

DSCN2317

خب حالا بعد از گشتن توی شهر و خستگی زیاد باید به فکر جای خواب باشم. از چند تا از محلی ها پرسیدم که کجا می شه چادر زد؟ اولین جوابی که گرفتم این بود که توی شهر نمی شه. خب … باشه پس کجا می شه؟ … اونطرف شهر توی پارک. وقتی نگاه کردم از دور کمی ترسیدم. یک پارک به نظر متروکه بود که نوری هم نداشت. با خودم گفتم خب می رم و یکی از این خونه ها رو پیدا می کنم که هزینه کمی هم داشته باشه. اینبار رو کمپ نمی زنم. این رو هم بگم که در ماسوله خونه های اجاره ای همیشه هست و زیاد هم هست. از ۴۰ تومن تا ۱۸۰ تومن هم من روی تابلو ها می دیدم. یک خونه کوچک پیدا کردم که بالکن خوبی هم داشت. وقتی داشتم خونه رو چک می کردم که ببینم خوبه یا نه از پنجره دیدم که چراغ های پارک روشن شده و چند خونواده هم اونجا چادر زدن. با خودم گفتم حالا می شه به کمپفکر کرد.

DSCN2244

قبل از اینکه برم به سمت کمپ زدن. وارد یک رستوران شدم که شام بخورم. باوردم نمی شد که این غذا ها چقدر می تونن هیجان زده ام بکنند. یکپرس چلو ترش محلی و یک میرزا قاسمی محلی و ماست محلی و زیتون محلی (هر چیزی که محلی داشت آخرش) سفارش دادم و نشستم کمی از این سفرنامه رو نوشتم. واقعا راضی بودم از غذایی که خوردم :دی

DSCN2246

حالا بریم سراغ خواب. وارد پارک شدم و چادرم رو برپا کردم و رفتم برای خواب که تعدادی پسر که متاسفانه با فرهنگ طبیعتگردی و سفر آشنایی چندانی نداشتند اومدن، کنار چادر من کمپ زدن و بعد از ۱۰ دقیقه صدای تمبک و خوندن یک دوست عزیز بد صدا فضا رو پر کرده بود. بدون هیچ توجهی به اینکه همه چادر ها خانواده هستند و راه زیادی رو اومدن تا از این لحظات لذت ببرن تا ساعت ۳ صبح به تنبک زدن ادامه دادند. بعضی وقت ها هم این مسائل پیش میاد در سفر ها که واقعا ناراحت کننده است.

DSCN2289

صبح شد و توی یکی از کافه های شهر نشستم و یک نیمرو و چای سفارش دادم. با اینکه خیلی خسته بود این کافه ولی غذای خوبی داشت. صبحانه رو خوردم و یک دوری در شهر زدم و به سمت فومن حرکت کردم.

DSCN2296

تاکسی های فومن در ورودی شهر هستند که شما رو به ترمینال فومن می برن تا از اونجا به هر شهری که دوست دارید برید. من چون هنوز کمی وقت داشتم به رشت رفتم و از اونجا هم با مینیبوس به بندر انزلی رفتم که سلامی هم به دریا کرده باشم. هزینه این مینیبوس هم کمتر از ۲ هزار تومان بود .

DSCN2339

چند ساعتی رو کنار دریا بودم و بعد به سمت تهران حرکت کردم.

هزینه کل این سفر برای من ۱۱۰ هزار تومان شد که باید ذکر کرد بیشتر این مبلغ بابت خوراکی و خوردنی ها بود. اگر بتونید غذاتون رو همراه خودتون ببرید، یا غذاهای معمولی تر سفارش بدهید، خیلی کمتر از اینها براتون تموم میشه.  DSCN2225  DSCN2223           DSCN2276

DSCN2269     DSCN2235